تواضع مغرورانه!!
به یاد دارم سر کلاس همواره لحن صحبت کردن و حرف زدن یکی ار اساتید به من این احساس را میداد که او آدم مغروری است اما از طرف دیگر حرف های او گاهی اوقات حاوی محتواهایی متواضعانه بودبرای مثال در پاسخ به برخی نظرات گاهی میگفت:"من که خود یک دانشجو هستم" یا اینکه حرف هایی میزد تا نشان دهد خودش را انسان بزرگی نمیداند و... اما وقتی به رفتار او دقت میکردی میدیدی که حتی جواب سلامت را هم درست نمیدهد و در پاسخ سلام فقط سر تکان میدهد و رفتارهایی دیگر که همگی نشان از خود بزرگ بینی او میداد.
به نظر من بهترین جمله ای که میتوان با آن این رفتار را توصیف کرد این است که بگوییم این شخص ادای متواضعان را در می آورد فقط همین!
اما چرا گاهی ما انسانها ادای تواضع را درمی آوریم؟
پاسخ این جاست که تواضع محبوبیت و غرور نفرت دیگران را به همراه می آورد وما به جای اینکه لذت شیرین بالیدن به خود را با تواضع حقیقی از بین ببریم (تواضعی به این معنا که حقیقتا در ذهن خودمان هم خودمان را کوچک بدانیم همان گونه که حقیقتا هستیم) به دنبال این هستیم که با گفتن جمله هایی مانند
"من که خودم یک دانشجو هستم" ازقول یک استاد
"من که خود را یک طلبه میدانم" از قول یک آیت الله
"من که خود در آغاز راهم"از قول کسی که مسیری را به انتها رسانده و ...
هم از لذت خدا دانستن خود فرعون وار بهره ببریم و هم محبوبیت خود را پیش دیگران افزایش دهیم تا باز هم بیشتر به این نتیجه برسیم که چقدر بزرگیم !!
نمیدانم نامش را چه بگذارم اما بهترین چیزی که به ذهنم میرسد همین است
تواضع مغرورانه!!